أبو ريحان البيروني ( مترجم : اكبر دانا سرشت )

362

آثار الباقيه ( فارسى )

كرده و به آنچه برصد يافته بودند عمل نمودند و اهل ماوراء النهر به همان حال پيشين باقى ماند و آن سال را كه احوال آن را مراعات و دقت كرده بودند اهمال كردند پس اوايل ساليان ايشان بدين جهت اختلاف يافت . برخى چنين گمان كرده‌اند كه آغاز سال فارسيان و آغاز سال سغديان تا وقت ظهور زردشت يكى بود و چون فارسيان پس از زردشت پنج روز را به آخر هر شهرى از شهور كبيسه نقل كردند چنان كه در پيش گفتيم و اهل سغد از همانجا كه موضع حقيقى آنها بود نقل ندادند در آخر شهور ساليان ايشان باقى مانده و پنجه زايده در ماه‌هاى فارسى پس از اهمال كبيسه در آخر آبان‌ماه باقى ماند . اهل سغد را در ماه‌هاى خود اعياد بسيارى در روزهاى معلوم و روزهاى گرانمقدارى است كه مانند اعياد و ايام فارسيان است و آنچه را كه ما از آنها اطلاع يافتيم بقرار ذيل است : نوسرد - روز اول آن نوروز سغديان است كه نوروز بزرگ باشد و روز بيست و هشتم آن زردشتيان بخارا را عيدى است كه رامش آغام مىنامند و در آن عيد در آتشكده‌اى كه نزديك قريه رامش است جمع مىشوند و اين آغام‌ها نزد آنان عزيزترين اعياد است و در هر دهى كه باشند نزد رئيس خود براى خوردن و آشاميدن جمع مىشوند و اين عيد براى ايشان در چندين نوبت است . جرجن - ما از اين عيد خبرى نداريم . نيسنج - روز دوازدهم آن ماخيرج اول است . بساكنج - روز هفتم آن بمكح آغام - ن - ب - نكح آغام است و اين روز براى ايشان دربيكند - ن - ب - بيسكند ، عيدى است كه در آنجا جمع مىشوند و روز دوازدهم ماخيرج دوم است و روز پانزدهم عمس خواره مىباشد و در اين روز طعام و شراب